الفيض الكاشاني

115

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىخواستم مىتوانستم سير شويم ، ولى ما ديگران را بر خود ترجيح مىداديم . « 128 » مهمانى بر پيامبر خدا ( ص ) وارد شد و در نزد خانوادهء آن حضرت غذايى وجود نداشت . پس مردى از انصار بر پيامبر وارد شد و مهمان پيامبر را به خانهء خود برد و غذا در برابرش نهاد و به زنش دستور داد چراغ را خاموش كند . صاحب خانه دستش را به طرف غذا مىبرد ، گويى غذا مىخورد ولى غذا نمىخورد تا مهمان غذا را خورد . چون صبح شد ، پيامبر خدا ( ص ) به او فرمود : خدا از رفتار شما در شب گذشته نسبت به مهمانتان خشنود شد و اين آيه نازل شد : وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ . « 129 » بنابراين سخاوت از اخلاق خداى متعال است و ايثار بالاترين درجات سخاوت است و ايثار عادت رسول خدا ( ص ) بود تا خدا اخلاق او را عظيم ناميده و فرمود : وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ . « 130 » سهل بن عبد اللّه گويد : موسى ( ع ) عرض كرد : پروردگارا بعضى از درجات حضرت محمّد ( ص ) و امتش را به من بنما . خداوند فرمود : اى موسى توان ديدن آن را ندارى . امّا يكى از مقامات بزرگ او را كه به سبب آن او را بر تو و تمام آفريدگانم برترى داده‌ام به تو مىنمايانم . راوى گفت : خداوند باطن آسمانها را بر او گشود . پس به مقامى از مقامات آن حضرت نگريست كه نزديك بود از انوار آن و نزديكىاش به خدا جان بدهد . پس عرض كرد : پروردگارا به چه چيز او را به اين بزرگوارى رساندى ؟ فرمود : به اخلاقى كه آن را در ميان آفريدگانم به آن حضرت اختصاص دادم و آن اخلاق ايثار است ، اى موسى هيچ يك از آفريدگانم نزد من نيايد كه زمانى از عمرش ايثار كرده باشد ، مگر اين كه شرم دارم اعمال او را محاسبه كنم و در هر جاى بهشتم كه بخواهد او را جاى مىدهم .

--> ( 128 ) پيش از اين بارها نقل شده است . ( 129 ) صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 180 . ( 130 ) قلم / 5 : و تو اخلاق عظيم و برجسته‌اى دارى .